رقص قلم
سلام بر آنهائي كه هميشه در حضور خدا قدم بر مي دارند سريع وضو مي گيرم كفشهايم كو ؟ قرارم دير شد ، از براي با تو بودن نيازي به چه دارم نه اين كه در حضورت نيستم نه ! درك مي كنم لحظه هائي را كه با اذن و بوي تو قدم به هستي نهاده ام زيبائي را كه در باورم نهادي اميد را كه در قلبم نقش زدي پيوستن به خودت را با سپيدي رخ قول دادي بنفشه ها هنوز هم برايم چشمك مي زنند و با حركات موزون خود با نسيم رويايي به رقص در آمده اند مي شود همواره با خدا بود با عنايت او به رقص عرفاني پرداخت مي شود در او گم شد و با بوي بي نهايت معطرش شكوفا گشت پس اي عالم كه محضر خدائي و خداي را در حضور مي بيني به گوش باش كه ما بندگان خدا از نور اوئيم و خدا در وجود ماست باشد كه خود را بشناسيم
نظرات شما عزیزان:
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
سلام آقا صابر
خيلي زيبا بود زيارت قبول ما را هم دعا كن
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |